به گزارش اطلاعات آنلاین، تنها یک روز بعد، رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد در حال تجدیدنظر در این طرح است. ترامپ گفت که ایالات متحده محاصره را حفظ اما عوارض را با یک قرارداد سرمایهگذاری جدید از کشورهای خلیج فارس جایگزین میکند. مشخص نیست چرا ترامپ تغییر موضع داد، اما شاید کسی در کاخ سفید به او توضیح داده باشد که طرح اول بیمعنی بوده و به موضع مذاکره ایالات متحده علیه ایران آسیب میرساند.
با این حال، طرح دوم به سختی راهی بهتر برای پایان دادن به یک درگیری است که ترامپ میداند آن را مدتهاست از پیش باخته است. همزمان با از سرگیری درگیریهای ایالات متحده و ایران، ترامپ نشان میدهد که فاقد عقلانیت اولیه لازم برای پایان دادن به این جنگ احمقانه است و مسیر رسیدن به یک توافق صلح را که تحقیر محض برای دولتش نباشد، تنگتر میکند.
اولین اعلامیه ترامپ اساساً نسخهای تقویتشده از تلاش «عملیات آزادی» او در ماه مه بود. آن زمان او قول داد کشتیهای تجاری را در قالب یک «ژست بشردوستانه» از تنگه عبور دهد، با وجود وعده ایران برای جلوگیری از هر گونه تلاشی از این دست. به محض اینکه آمریکا تلاشهای خود را برای اسکورت کشتیها در خارج از تنگه آغاز کرد، ایران کوشید به کشتیها حمله کند. در حدود ۲۴ ساعت، ترامپ به این عملیات پایان داد.
این بار، ترامپ ایده اسکورت کشتیها را دوباره زنده کرد - اما با یک تغییر کوچک که همان دریافت 20 درصد عوارض برای بار کشتیها است. این موضوع واقعاً گیجکننده است. کدام شرکت کشتیرانی حاضر است برای اسکورت آمریکایی که در آن احتمال دارد مورد آتش پهپادها، موشکها و قایقهای ایرانی قرار گیرد، هزینه گزاف بپردازد؟ همچنین هیچ توضیحی وجود ندارد که چرا این تلاش در حالی که تلاش قبلی بلافاصله شکست خورد، مؤثر واقع شد.
پیشنهاد دریافت هزینه، استدلال اصلی دولت او علیه برنامههای ایران برای دریافت عوارض از کشتیها به خاطر عبور از تنگه هرمز را تضعیف کرد: اینکه اخذ عوارض، قوانین بینالمللی و اصل آزادی دریانوردی را نقض میکند. تهران بلافاصله از این فرصت استفاده کرد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در شبکه ایکس به طعنه نوشت: «ترامپ کاملاً درست میگوید. هر کسی که عبور امن و مطمئن کشتیهای تجاری را از تنگه هرمز فراهم کند، باید برای این خدمت پاداش دریافت کند.»
گرچه ترامپ مسیر خود را تغییر داد، اما میتوان استدلال کرد که فقط با پیشنهاد دریافت عوارض، کار تمام شده است. ایالات متحده پیش از این به سختی میتوانست ادعا کند که قوانین بینالمللی را در تنگه رعایت میکند، اما ترامپ به صراحت از این ایده حمایت کرد که هر کسی که تنگه را کنترل میکند، باید بتواند برای عبور کشتیها هزینه دریافت کند.
طرح دوم ترامپ هم مشکلساز است. کاملاً مشخص نیست منظور او از اینکه میگوید قصد دارد «هزینه بازپرداخت ۲۰ درصدی ایالات متحده را با معاملات تجاری و سرمایهگذاری که کشورهای خلیج فارس انجام خواهند داد، جایگزین کند.» چرا این دو چیز قابل مقایسه هستند؟ این معاملات چه خواهند بود؟ کدام کشورها به ایالات متحده پول میدهند و چرا متعهد به سرمایهگذاری میشوند؟ و از همه مهمتر، این چه ارتباطی با پایان دادن به جنگ دارد؟
توضیح ساده این است که ترامپ، شاید پس از اینکه مشاورانش به او توضیح دادند که طرح اولش چقدر مایه خنده بوده و به ایران اهرم فشار برای مذاکره بر سر هزینه داده، به سادگی به دنبال راهی برای حفظ آبرو بوده است. شاید او با خودش فکر کرده باشد که معاملات سرمایهگذاری مبهم باید کارساز باشد.
با این حال، نکته مهم این است که بر اساس هر دو طرح، ترامپ قول داده بود محاصره دریایی علیه ایران را دوباره اعمال کند. محاصره دریایی طبق قوانین بینالمللی یک اقدام جنگی است، فشار بیشتر بر قیمت نفت وارد میآورد و فرصتهای بیشتر برای تشدید و گسترش جنگ حتی بیش از آنچه هست، ایجاد میکند. این دقیقاً خلاف جهتی است که یک رهبر منطقی پس از فهمیدن اینکه در یک جنگ پیروزی به دست نمیآید، به آن روی آورد. اما مدتهاست همه میدانند آمریکا چنین رهبری ندارد.